شمس سراج عفيف

258

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

حضرت مصطفى صلي الله عليه و سلم منع فرمود - و علما نيز منع كرده - مگر همين‌قدر كه احكام سايهء اصلي معلوم شود - و سايهء اصلي در هرماه شمسي گشتن ميآيد - زيرا چه وقتي روز بزرگ مىشود و شب خرد - وقتي شب بزرگ ميگردد و روز خرد - از يك و نيم قدم تا ده و نيم قدم مدت دوازده ماه شب‌وروز زيادت و نقصان مىشود - و اين تفاوت بجز عالم رباني ديگرى نميداند - چون وضع طاس گهرياله شد و دران طاس براي معرفت پاس قانون نهاده و آئين پديد آورده چون پاس مرتب شود در طاس آخرين به اختيار حكماي باريك‌بين گجر « 2 » زنند - اعني آن « 3 » مقدار پاس « 4 » كه آن روزست بعد اتمام پاس آن‌قدر طاس روزينه در هم نوازند - معلوم شود كه درين ماه آفتاب در فلان برج است - و سايهء اصلي درين ماه در فلان برج است - چندين قدم است - درين ضابطه بنجوم شروع كردن حاجت نيست - منفعت پنجم آنست كه چون روزه‌دران ماه مبارك رمضان عمت بركاته روزه بدارند و بوقت نماز شام بحكمت حضرت علام هوا تاريك شود و اهل صوم گمان برين برند مگر آفتاب غروب كرده و وقت نماز شام درآمده بدين گمان صائمان روزه افطار كنند - بعده هوا صاف شود - و غبار از آسمان برود - آفتاب نمودار كند آن طائفه روزهء ماه مبارك رمضان شكسته باشند - ميان علماي شريعت و مشائخ طريقت در باب اين طائفه اختلاف افتاد - هريكي

--> ( 2 ن ) كج - كنج * ( 3 ن ) اين * ( 4 ن ) طاس *